|
حاجيميري: سينماي ايران از امتيازات تجاري و تبليغي كتاب محروم است |
نسخه PDF
|
چاپ
|
ارسال به دوست
|
|
26 ارديبهشت 1388 ساعت 00:00 |
|
 حاجيميري: سينماي ايران از امتيازات تجاري و تبليغي كتاب محروم است خبرگزاري فارس: «سعيد حاجيميري» گفت: سينماي ايران همچنان از امتيازات تجاري، تبليغي و شهرت كتاب محروم است و همين امر رويكرد اقتباسي سينماي ايران را در سطح بسيار پائين نگاه داشته است
«سعيد حاجيميري» تهيه كننده و كارگردان سينما در گفتوگو با خبرنگار سينمايي فارس درباره اقتباس ادبي آثار در حوزه سينما گفت: "در تمام دنيا به اين دليل به سراغ اقتباس ادبي از رمانها و داستانهاي كوتاه براي تبديل شدن آنها به فيلم ميروند كه ميزان اقبال عمومي و علاقمندي مخاطب از آن پيشاپيش مشخص شده است. وي ادامه داد: كتاب در تيراژ بسيار وسيع تؤام با تبليغات زياد در اختيار علاقمندان و قشر عظيمي از جامعه (كه در عين حال از نرخ بالاي مطالعه در آن جوامع برخوردارند) قرار ميگيرد. پس از مطالعه و در صورت اقبال از كتاب كه خود همين امر باعث تبليغ جديدتر و مضاعفي بهصورت سينه به سينه و يا از طريق نقدها و تحليلها ميشود و با سنجش دقيق ميزان علاقمندي مخاطب، نهايتاً فيلمي بر اساس آن ساخته ميشود. بدين ترتيب سازنده فيلم با كمترين ريسك سرمايهگذاري روبرو است و از تبليغات و شهرت قبلي آن كتاب در زمان نمايش فيلم بهرهمند است. چه كساني كه قبلا آن كتاب را خواندهاند و چه كساني كه راجع به آن از سايرين شنيدهاند، هر يك بهدليلي مايل هستند فيلم اقتباسشده از كتاب را ببينند. افزون بر اين، تمام تماشاچيان متعارف سينما نيز در زمره تماشاگران احتمالي چنين فيلم اقتباسي بهشمار ميآيند. اينها همه يعني يك ارزش افزوده نسبتاً تضمين شده براي فيلم. به عبارت واضحتر، يكي از مهمترين دلايل اقتباس سينمايي از آثار ادبي بهويژه رمانها و داستانهاي كوتاه، جنبههاي تجاري و اقتصادي آن است و جنبههاي فرهنگي و فرهنگسازي از طريق كتاب و فيلم در درجه دوم مورد توجه و بررسي قرار ميگيرد. " تهيهكننده "انعكاس " در ادامه گفت: "از سوي ديگر حسب آمار رسمي وزارت ارشاد تيراژ كتاب و نرخ سرانه مطالعه در كشور ما قابل مقايسه با كشورهاي اروپايي و آمريكايي نيست. تيراژمعمولي چاپ كتاب وبالاخص تعداد عناوين آثار داستاني ونمايشي در ايران بسيار پايين است و فقط در موارد بسيار نادر كتابي مثل "دا " كه در حال حاضر بر سر زبانها افتاده و استثنائا با تبليغات وسيع همراه بوده، در اولين چاپ براي جمعيت هفتاد ميليوني ايران با تيراژ 50000 نسخه به بازار آمده كه البته بهدليل ارزشهاي خود كتاب و اقبال مردم (كه البته متأثر از همان تبليغات وسيع نيز هست) به چاپ هيجدهم رسيده است. هر چند اين تيراژ هنوز براي كشور 70 ميليوني ايران خيلي چشمگير به حساب نميآيد، ولي يقيناً موجب آن خواهد شد كه بهزودي فيلم و يا فيلمهايي با اقتباس از آن حتماً ساخته شود و اين يعني همان روند جبري و منطقي اقتباس سينمايي است. زيرا هر سرمايهگذار، چه خصوصي و چه دولتي به اقبال و فروش آن فيلم ميتواند بسيار اميدوار و دلگرم باشد و از همين رو در پروسه توليد از انجام هزينههاي لازم نيز دريغ نكند. اما سوال اينجاست كه هر چند سال يكبار در مملكت ما و در عرصه نشر چنين اتفاقي رخ ميدهد چند عنوان كتاب با اين پشتوانه تبليغاتي و اقبال عمومي در ايران منتشر ميشود؟ " حاجيميري در ادامه به تيراژ پايين كتابها در ايران اشاره داشت و گفت: "اكثر كتابهاي رمان و داستانهاي كوتاه ما با تيراژ 1200 تا 5000 نسخه چاپ ميشوند كه حتي اگر به چاپهاي دهم و يا حتي بيستم هم برسند، مايه دلگرمي و اطمينان خاطر تهيهكننده نميشود تا فيلمي بر اساس آنها توليد كند. از سوي ديگر در ميان عناوين متعدد كتاب كه بهدليل بحثهاي روزنامهاي وزيران قبلي و امروز وزارت ارشاد خوشبختانه اين روزها آمارهاي آن در سالهاي گذشته مرتباً اعلام ميشود و ظاهراً 55000 عنوان در سال 87 بوده، چقدر از اينها آثار نمايشي از جمله رمان و داستانهاي كوتاه هستند؟ در جلسهاي كه دو سه سال پيش با وزير ارشاد، البته نه در مورد سينما بلكه براي جلب حمايت از چاپ كتابي با موضوع فلسطين و در تيراژ بسيار بالا داشتم ايشان نيزبا نوميدي از رقم پايين تيراژكتاب و نرخ بسيار پايين مطالعه در كشور ناخرسند بودند و گلايه داشتند و عنوان ميكردند همين ميانگين حدود 3000 نسخه براي هر عنوان كتاب هم با احتساب كتابهاي درسي و همچنين چاپ قرآن،نهج البلاغه و مفاتيح و... كه البته از تيراژهاي بسيار بالا برخوردارند، بهدست آمده ، وگرنه از همين هم كمتر است. با اين اوصاف چگونه ميتوان از رمانهايي كه عده كمي از مردم ميتوانند از آنها استفاده كنند، اقتباس كرد و فيلم ساخت. با چه پشتوانه تجاري ، اقتصادي و تبليغي !؟ " تهيه كننده "پسرآدم،دخترحوا " خاطرنشان ساخت: "تنها به ياد دارم كه در دهههاي اخير تعداد بسيار اندكي از رمانها مانند "بامداد خمار " مورد توجه عموم قرار گرفت و توانست قشر بسياري از مخاطبان و علاقمندان را با خود همراه سازد و از نظر مالي داراي ارزش افزوده تبليغي چشمگيري شود كه به آن ارزش تجاري هم بخشيده باشد، كمااين كه هنوز نام آن در يادها مانده است. بنابراين تصور ميكنم كه نقص بزرگ در محدوديت تنوع و تكثر عناوين، تيراژ پايين چاپ كتاب و نهايتاً ناچيز بودن اقبال عمومي چه به دليل كمبود آثار متنوع و جذاب نمايشي و يا ناشي ازپايين بودن نرخ سرانه مطالعه كتاب بويژه آثار نمايشي، ادبي است كه حلقه مفقوده اصلي بهشمار ميرود. " نويسنده وكارگردان "اسكادران عشق " در ادامه افزود: "كاركرد اقتباس ادبي در سينماي امروز ما تنها ميتواند در بهرهگيري از يك قصه آماده تعريف شود كه بهواسطه آن كتاب در اختيار فيلمنامه نويس قرار ميگيرد. در شرايط فعلي فيلمنامهنويسان ما در آن واحد بايد هم قصه بسازند و هم آن را به فيلمنامه تبديل نمايند كه در اقتباس ادبي از رمانها و داستانهاي كوتاه مرحله اول يعني قصه البته مهياتر بهنظر ميرسد و فيلمنامهنويس براساس قصهاي كه قبلاً خلق شده فيلمنامه را آماده ميكند كه اين كار در عين حال كه مشكلات خاص خود را دارد در عين حال سهولتهايي را نيز به ارمغان ميآورد و البته احتمالاً اين تنها كاركرد ادبيات نمايشي براي سينماي ايران در شرايط عدم رونق كتاب محسوب ميشود و عرصه سينماي ايران همچنان از امتيازات تجاري، تبليغي و شهرت كتاب محروم است و همين امر رويكرد اقتباسي سينماي ايران را در سطح بسيار پائين نگاه داشته است |